صفر نشو

درخواست حذف این مطلب
از امشب تایمر پاکی مجددا استارت خورد امیدوارم حالا حالا صفر نشه

خسته ام

درخواست حذف این مطلب
تازه کارم تموم شد دارم میرم خونه خسته ام و کوفته و پر درد هستم همین و بس

غذای کامل و سالم

درخواست حذف این مطلب
برنامه نویس آقای محمد ر اومده بود بهم یه چیزی بگه که انجام بدهم! بعد برنامه نویس آقای ایمان سین اومد برای ناهار که سفارش بدهند هیچی منم خودمو جول و باهاش غذا سفارش داده ام ۳۴ هزار تومان استیک گوشت با یه عالمه سبزیجات تا حالا اینقدر سبزیجات تازه نخورده بودم... ولی من بازم گشنمه

نخند جدی باش

درخواست حذف این مطلب
بازم من توی روی سیف خندیدم کاری که به خودش مربوطه رو از طریق برنامه نویس خانم سمانه عین انداخت گردن من، من دقیق متوجه نشده ام چی ؟ و باید چی کار کرد در موردش

تا 30 سالگی

درخواست حذف این مطلب

حدودا 72 روز دیگه من 30 سالمه میشه میگن 30 سالگی یه سن و یه موقعیت خاص توی زندگی آدم ها !!! شاید برای من هم همیجوری باشه گرچه با این شرایط این 29 سال میگم فقط درد کشیدن و غم و غصه ست شاید یه کمی هم با شادی همراه با درد همین و بس

نرفتم هنوز

درخواست حذف این مطلب
من ۸ باید شرکت باشم و هنوز توی خونه ام و توی دستشویی ام و دارم گوشیمو وَرِ میرم! تو فرنگی استفاده د هم چنین خاصیت های داره!

احمق نباش

درخواست حذف این مطلب

چرا این توئیت رو نشون برنامه نویس شرکت داده ام؟ هان؟ همین قدر احمق م من

عجیب

درخواست حذف این مطلب
اومدم شرکت هنوز جلسه شروع نشده خبری نیست!!!! بعدش برنامه نویس آقای محمد ر منو دیده میگه هر روز صبح که می بینمت احساس میکنم که منتظری انقلاب بشه تو اولین رو بکشی نمیدونم من خودم از مرگ میترسم!!!

پوووف

درخواست حذف این مطلب
پیمان ح مدیر بازرگانی اومد میگه بعد جلسه عمومی بیا کارت دارم! نمیدونم چه ماجرایی امروز اصلا حوصله این مز ف رو ندارم

حضور بی جهت

درخواست حذف این مطلب

گقتم جلسه بمن هیچ ربطی نداره همه ش در مورد قراردادهای که مهدی حق مدیر عامل بسته بود و در مورد اختلاف بچه های فنی با پیمان ح مدیر بازرگانی بود هیچ من فقط وایساده بودم نگاه می و صبحونه حلیم و عدسی میخورده ام همین

باید میرفتم مانده اند بی فایده است

درخواست حذف این مطلب

کاشکی اون روز که حبیب کاف استعفا داده بود من رفته بودم از این شرکت اینقدر بلاتکلیف مونده ام با این جو بد و مز ف که همه از همه چیز غر میزنیم وقتی میریم توی جلسه همه خفه خون میگیرم اخته شده ام انگار

برم

درخواست حذف این مطلب
مهدی حق مدیر عامل گفت هرکی مشکلی با پیمان ح مدیر بازرگانی مشکلی داره بیاد بگه یا حل ش کنیم یا تسویه حساب کنه بره! برم بی خودی یه چیزی بگم برم از این شرکت بودن من به درد این شرکت نمیخوره هم وقت اینهارو تلف میکنم هم وقت خودمم رو

گوه رو بشوره ببره

درخواست حذف این مطلب
رفتم یه نوشابه کوکاکولا یده شاید این گوه بودن امروز رو بشوره ببره پاییین ... کاشکی این صبحونه مز ف و تخمی رو زهرمار نکرده بودم

جلسه سه نفره

درخواست حذف این مطلب
با پیمان ح مدیر بازرگانی حرف زدن در مورد دیجیتال مارکتینگ که قرار با زن مهدی حق مدیر عامل انجام بدهیم ۳ تایی به مهدی حق مدیر عامل میگه خانمم و رضا و یه نفر دیگه اینجا نه خانمم بیاد دوباره اینجا زنک بازی در میاریند.

بعدش به مهدی حق مدیر عامل میگم من چهارشنبه و پنجشنبه نمی آیم امتحان دارم میگه به م برو این قدر این بشر براش مهم نیست یه زن یا یه غریب ه بشنو!!!

حکایت جلسه صبحانه کاری

درخواست حذف این مطلب

پیمان ح مدیر بازرگانی


سیف اومده میگه با پیمان ح مدیر بازرگانی دعوا شده ؟ الان فهمیدم مهدی حق مدیر عامل کلی امروز از پیمان ح مدیر بازرگانی حمایت کرد و گفت هر کاری ناراضی بره ؟!؟ بخاطر دعوا سیف با پیمان ح مدیر بازرگانی بوده پس !؟!


بعدش سیف گفت برای حبیب کاف طراحی زده میکه بیشتر 100 هزار تومن نشه برای انجام داده و بهش تحویل نداده ام !!!

چرا

درخواست حذف این مطلب
چرا هوش توی کانال تلگرام ش پیام نمیده کلاس برگزار نمیشه برید از این روز قشنگ ( گوه) تون لذت ببرید

چطوری

درخواست حذف این مطلب
هوش گرفتم میان ترم ۳.۶ هم نمیدونم چطوری ۰.۰۶ از کجا آورده از ۷ نمره توی روحت با این نمره ات

احمق

درخواست حذف این مطلب
هوش به چیزی دیگه درس میده احمق الان پروژه میخواد با آردوینو و ساخت ابزار... دهنت

نیست

درخواست حذف این مطلب

یه زمانی فکر می " کار که باشه درآمد هم هست پول هم هست پول یعنی درصد مهم اعتماد به نفس " اما الان فقط کار هست نه پول و نه اعتماد به نفس!!!!!

حال تخمی

درخواست حذف این مطلب

حوصله سکشن دوم هوش رو ندارم برم شرکت گمونم بهتر باشه

کوکاکولا

درخواست حذف این مطلب

این حجم از بودن شاید کوکاکولا بشوره ببره پایین وگرنه هیچ درمان دیگه ای نداره... هیچ

روز گوه

درخواست حذف این مطلب
آقای حق مدیر عامل به خانم پ گفت هر کی خواست بیاد اتاقم باید باهات هماهنگ کنه و تو با من هماهنگ کنی بعد بیاد و تو هم در رو پشت سرش قفل کنی!!!!؟؟؟ خیلی روز قشنگی شما بخون روز گوه ی، گوه

اونجا

درخواست حذف این مطلب

میخوام از این به بعد توی کانال بیشتر بنویسم اگر شد انتقال بدهم اینجا امروز صبح یکی درست کرده ام و تا آ مینویسم ... توش این جا خوب نیست ... خوشم نمیاد دیگه از اینجا توی کانال به یک همکار ( دوست ) قدیمی دسترسی داده ام هرچندگاهی یه چیزی روی نوشته هام مینویسه

نابغه شرکت

درخواست حذف این مطلب

این پیمان ح مدیر بازرکانی کلی فکر کرده میگه میگه روی اکانت اینستاگرام شرکت باید ربات اینستاگرام بذاریم تا فالورهاش بیشتر بره ... اصلا پست نمیذارند که بخواهند این اتفاق بیفته ... صبح هم به محض اینکه وارد شرکت شده ام میگه باید در مورد کانالی که توی تلگرام برام فرستادی باهات حرف بزنیم ... حالا کانال در مورد آتئیست ها و بی خ پیداش کرده بودم میخواستم ببینم چی اومد کله شو کرد توی گوشی من و گفت براش بفرستم ... بعد حالا جوگیرانه وسط شرکت میگه این صاحب کانال از چند رکب خورده اومده این جفنگیات رو ردیف کرده اووووف ... خدایا خودت ظهور کن ... خسته شده ام

نه نه

درخواست حذف این مطلب

من تُرش نمیدونم چرا؟ الان هم خانم الی آ گفت ساندویچ میخوایی برای ناهار؟ من ابلهانه گفت آره و بانی برگزار با نوشابه گفتم!!!! و جهنم معده #درد آخه نمیشه جلوی پفیوز ها ( خوشگل ) نه گفت!؟!؟ میشه نه گفت؟