خدا بازیچه نیست  

درخواست حذف این مطلب
بدنبال خدا در حج... ... جعفر طیار بی حضور قلب..شعار یاربو یارب ...کنارش ان جوان تکیه بر ان درخت کرده ...انکه در بسترش از وسوس ... ذکرش را اهل بیت کرده...انکه در یافتن قوتی چشمانش را به دست مردم بی پدر کرده...انکه در پی درمان نوزادش از فقر در دل شب دیدگانش را سفید کرده..مرو دنبال اين واهی خدا اينجاست خدا اينجاست. همینجاست ان خ ... کهدر اين ... ست

ادامه مطلب  

گذشت ۲۷ سال از جنگ و های باقی مانده آن و مشکلات مردم آن مناطق  

درخواست حذف این مطلب
اگر سفری به شهر هاي مرزی جنوبی ايران کرده باشید خواهید دید که در اين دوران بعد از انقلاب هنوز که هنوز خیلی از هاي جنگ در شهر هاي مرزی ايزان باقی مانده از جمله ساختمان هايی که در زمان جنگ اب شده بودند و به دلیل انکه تمردان ما فکر می کنند همه جاي ايران تهران و چند شهر خاص دیگر است به اين شهر هاي مرزی حتی نگاه هم نمی اندازند و به همین دلیل قسمتی از خاک ايران کاملا صرف ی ری شده است و براي انکه مسئولین به اين شهر ها دقت نمی کنند مردماين شهر ها کار درست

ادامه مطلب  

قصه ی ک نه آقا غوله و بزهای ناقلا  

درخواست حذف این مطلب
قصه ی ک نه آقا غوله و بزهاي ناقلاآقا غوله و بزهاي ناقلايک روز بز بزرگ به دو تاي دیگر گفت "خسته شدم از اين که هر روز به اين چمنزار اومدم، دلم می خواد چمن هاي اون طرف نهر رو هم مزه مزه کنم." برادر کوچکتر گفت "ما نمی تونیم به اون طرف بریم، چون نهر خیلی عمیقه و ما رو با خودش می بره." برادر وسطی گفت "ما حتی نمی تونیم از روی پل رد بشیم، چون یک غول بزرگ زیر اون زندگی می کنه و اگه ما رو ببینه، یه لقمه ی چربمون می کنه." بز بزرگ سرش را که

ادامه مطلب  

همه ی پسران من  

درخواست حذف این مطلب
دوباره پ یه مقطع دیگه! یعنی منو پروندن... رفتم کلاس پنجم یه مدرسه پسرونه کلاس خیلی جالبیه و با همه ناراحتی که از ابت داشتم اينقدر سر کلاسا اتفاقاي جالب و خنده دار میفته و اينقدر شیطنتهاي بچه ها خنده دار هست که کلا همه چی یادم رفته... یه کلاس سی و شش نفری یعنی سی و شش تا پسر بچه شر و شیطون و ناقلا بعضی وقتا واقعا نمی تونم جلو شیطنتاشونو بگیرم می ايستم یه کنار و فقط نگاه میکنم تا خودشون ت شن یا اينکه زنگ بخوره نجات پیدا کنم!

ادامه مطلب  

مردم سالاری یا حاکم سالاری یا قانون سالاری  

درخواست حذف این مطلب
درود بر همه من مطلبی را خدمت دوستان عرض کنم تا برخی شبهه ها بر طرف شود من با هر ... که با نگاه از بالا به مردم نگاه کند مخالف هستم نگاه به مردم بايد نگاه برابر یا نگاه قانونی باشد که هر دو نگاه یک رابطه دو سویه ايجاد میکند که در برخی موارد مردم صاحب حق هستند و در برخی موارد هم بايد مطیع قانون یا مسئول باشند پس مسئول نمیتواند همیشه خود را صاحب حق بداند و مردم را فاقد حق انکه مسئول است و صاحب قدرت و مقام تکلیفش نسبت به مشکلات جامعه بیشتر است نه اينکه

ادامه مطلب  

نصب راه اندازی  

درخواست حذف این مطلب
در شبکه هاي کابلی به دلیل انکه به هریک از ايستگاه هاي کاری بايستی از محل سویچ مربوطه کابل کشیده شود.با مسايلی همچون سوارخکاری .داکت کشی.نصب پریز...مواجه هستیم.در ضمن اگر محل فیزیکی ايستگاه مورد نظر تغیریابد.بايد کابل کشی .مجدد.صورت پذیرد.

ادامه مطلب  

دلبری تو  

درخواست حذف این مطلب
واي که برم قربون اون قد و بالافداي اون ناز و ادا قهقهه ی تو ناقلاآخ که تو چه  شیطون و شری اي بلاکه بیخبر ناگهانی نشستی تو به قلب ماواي که دیگه چه حالیه اي بی هوادل بردن و دل دادن و گاهی توجهی به ماتا به ابد اين خاطره، اينروزه ناز پايیزه دلبریهاتو قلب بهنام میشینه تا آ دو روزه اين دنیاي مابسه دیگه، حدی هم داره به خدا سرودنم زین شادیهاچون که تهش رسوايی و شايدم شستن اين آبروهافقط همین براي من آ عشق هست و صفاکه باز دوباره بینمت بی منت و ناز و ادات

ادامه مطلب  

حلال زاده  

درخواست حذف این مطلب
خواهرزاده ام صبا کلاس سوم ابت است. هفته ی پیش از مدرسه اش پرسیدم، و اين که آیا کتاب خانه دارند. گفت: "یک کمد هست، ولی همیشه بسته است". بحث را ادامه دادیم، و به اين نتیجه رسیدیم که صبا پیگیر راه اندازی کتاب خانه شود. به او وعده دادم که اگر کتاب خانه را راه بیندازد، یک روز بروم مدرسه ی شان و یک برنامه ی قصه گویی یا چیزی شبیه اين براي شان برگزارکنم. امروز صبا را دیدم. ناقلا ظرف یک هفته کتاب خانه را راه انداخته. رفته کلید کمد را گرفته و یا علی مدد. دفتر ا

ادامه مطلب  

فراموش  

درخواست حذف این مطلب
"فراموش" چشمهايم را شسته ام بی انکه رنگ ناب چشمهايت در آن سرودی خوانده باشد چشمهايم را شسته ام از غبار راهی که هرگز به نبض دستهايت راهی نیافت. به آواز یک فال و یک نگاه تا مرز جنون. چشمهايم را شسته ام در آن دشت گلهايی که نشان خانه ات را دادند و تو فراموش کردی اين زنبورک مست کرده را که چه بیخبر از تمام گلهاي راه به دور از ترس گنجشکهاي گرسنه عطر تو را جست. "الف.الف"

ادامه مطلب  

کویر...  

درخواست حذف این مطلب
کوير معناي سکوت... کوير همه اش بیابان و شن زار نیست...کافی ست با چشمی دیگر به ان نگاه کنی انگاه میبینی جايیست پر از ارامش با سکوتی دلنشین ..سکوتی که اگر گوش به ان دهی خدا را نزدیک تر می ی ... ...کوير جايی ست اسرار امیز با شبهاي پرستاره و غروبی تماشايی که ادمی را به تعمق وا میدارد... ... ده سنگ هاي ان جکايت از مردمانی دارد که روزگاری در انجا می زیسته اند مردمانی گرم مثل خود کوير با ... سراسر سکوت و ملکوت ...کوير و راه افتادن روی شن زارهاي ان ادمی را افسون می

ادامه مطلب  

خانمی یا خادمی؟  

درخواست حذف این مطلب
هویج ترین چوپان شايد!از آن ادمهايی که وقتی مدرسه میرفتند همیشه جلوی صف میگذاشتنشان..از ان دسته ادمهايی که در جلسه ی اول دیدار باهاشان دست ... رت میشود از هویج بودن فقط رنگ نارنجی را به ارث نبرده! از ان هویج هاي خوش خنده و ... ن منطقه اي بنام« هپروت»!! ان دسته ادمهايی که ترجیح میدهند بجاي خسته ... خودشان براي جواب دادن به سوال دیگران همان دفعه اول بطور نامحسوس بگویند: خفه! از انهايی که بگویی«سیب» برايت یک ساعت تمام از فضائل و خواص اين میوه ی بهشتی فک

ادامه مطلب  

غزل  

درخواست حذف این مطلب
اي آنکه مــــــــرا در دل خـــود راه ندادی در بـــرکه ی شب بهـــر دلـــم مــاه ندادی هــر بـــار دلــــم خواست ببوسد بدنت را در بــاور مــــن هیچ بـــــه جـــز آه ندادی فرهـاد شـــدم گرچه به اين عاشق خسته جــــــــز کندن کــوهــی غمِ جانکاه ندادی مانند است لبت حیف کـــــــه از آن یک جــرعه به اين بنده ی گمــــراه ندادی در صفحه ی شطــــرنج دلم شاه تو بودی افســــــــوس بهايی تو به اين شاه ندادی چون می گذرد در دل من باز غمی نیست اي انکه دلت

ادامه مطلب  

قبلستون  

درخواست حذف این مطلب
_ بیا بیا! دستتو بذار اينجا... اين آرنجشه!_ :) تق! تق! _ آهاي! چرا میزنی بچه امو؟ _ بذار الان بزنم؛ بعدا که دنیا اومد بزرگ شد نمیشه زدش. مثل داداشش اژدها میشه... تق! تق! :))) _ ههههههه _ بعدا میاد میگه مامان بیشّول (بیشعور!) _ بلو گمشو! _ بی ادب! _ مامان قبلستون لفته بودی؟* (اين قضیه داره!) خدا میدونه اين شبیه کی میشه. _ به من نگاه کن شبیه من بشه... _ خدا کنه سالم و صالح باشه، قیافه اش مهم نیست... _ :| امان از تکنولوژی و بدآموزیهاش. * یه بار مامانش داشته تنهايی میرفته جا

ادامه مطلب  

راه ندادی  

درخواست حذف این مطلب
اي آنکه مــــــــرا در دل خـــود راه ندادی در بـــرکه ی شب بهـــر دلـــم مــاه ندادی هــر بـــار دلــــم خواست ببوسد بدنت را در بــاور مــــن هیچ بـــــه جـــز آه ندادی فرهـاد شـــدم گرچه به اين عاشق خسته جــــــــز کندن کــوهــی غمِ جانکاه ندادی مانند است لبت حیف کـــــــه از آن یک جــرعه به اين بنده ی گمــــراه ندادی در صفحه ی شطــــرنج دلم شاه تو بودی افســــــــوس بهايی تو به اين شاه ندادی چون می گذرد در دل من باز غمی نیست اي انکه دلت

ادامه مطلب  

کویر ریگ جن  

درخواست حذف این مطلب
در مجاورت منطقه ویژه عباس آباد و چوپانان کوير بسیار زیباي ریگ جن که یکی از بزرگترین شنزارها و کوير هاي ايران محسوب می گردد وجود دارد.ریگ جن از شرق شهرستان نايین و شمال روستاي چوپانان آغاز شده و در شمال روستاي علم نخلک ادامه یافته و انتهاي آن به ریگزارهاي روان و تپه هاي ماسه اي که داراي تنوع در طرح و حجم بوده چشم اندازهايی بسیاز زیبا و متنوع را به نمايش می گذارد.

ادامه مطلب